tampers UKtæmpəz معنی فارسی تحريف کردن رشوه دادن به واژههای دیگر با معنی «تحريف کردن» falsified تحريف کردن، دست بردن در، تکذيب کردن falsifies تحريف کردن، دست بردن در، تکذيب کردن falsify تحريف کردن، دست بردن در، تکذيب کردن anagrammatize تحريف کردن، جابجا کردن، قلب کردن. tamper تحريف کردن، رشوه دادن به garble بدنمايش دادن، تحريف کردن، ناقص کردن miscolor رنگ عوضي زدن، رنگ ناجور زدن، تحريف کردن sophisticate جا زدن، گمراه کردن، تحريف کردن edit نشرکردن، چاپ (ونشر) کردن، تحريف کردن mutilate بي اندام، بريدن، فلج کردن