دیکشنری فارسی

teased

UKtiːzt USti:zd

معنی فارسی

سر به سر گذاشتن ، جر زدن ، اذيت کردن ،

بستوه آوردن ، عاجز کردن ، شانه کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. feeling mild pleasurable excitement

واژه‌های دیگر با معنی «سر به سر گذاشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن