teased
UKtiːzt
USti:zd
معنی فارسی
سر به سر گذاشتن ، جر زدن ، اذيت کردن ،
بستوه آوردن ، عاجز کردن ، شانه کردن
تعریف انگلیسی
adjective
- feeling mild pleasurable excitement