tellus معنی فارسی زمين معنی کامل و مثالها /tel´ǝs/● (اسطورهی روم) الههی زمین (برابر با یونانی: Gaea) واژههای دیگر با معنی «زمين» land n زمين، خشکي، خاک ground زمين، خاک، ميدان motivations زمين، خاک، ميدان earth زمين، کره زمين، خاک grass roots کف زمين، اجتماع محلي، منشاء aerospace جو زمين، فضاي ماوراء جو. ground line خط زمين ground surface کف زمين zamindar زمين دار، ملاک، مامور دريافت ماليات زمين landholder زمين دار، ملک دار، ملاک