termer
معنی فارسی
مقيم دسيسه کار زنداني.
معنی کامل و مثالها
/tu_r´mǝr/n.
● کسی که مدتی در محلی میماند یا کار میکند
a third-termer
(زندانی) برای بار سوم
تعریف انگلیسی
noun
- a person who serves a specified term “there are not many fourth termers in the Senate”