دیکشنری فارسی

termer

معنی فارسی

مقيم دسيسه کار زنداني.

معنی کامل و مثال‌ها

/tu_r´mǝr/n.

● کسی که مدتی در محلی می‌ماند یا کار می‌کند

a third-termer

(زندانی) برای بار سوم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who serves a specified term “there are not many fourth termers in the Senate”

واژه‌های دیگر با معنی «مقيم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن