the penetration of a telescope معنی فارسی رسايي دوربين قوه دوربين واژههای دیگر با معنی «رسايي» audibility رسايي صدا، قابليت استماع، رسايي loudness بلندي، رسايي compass حدود، حوزه، رسايي scope ميدان، جا، مجال purview مواد اساسي، وسعت، حدود extension کشش، کشيدگي، بسط gauge اندازه، اندازه نمونه، مقياس penetration نفوذ، حجلول، کاوش length درازا، درازي، طول overlong درازا، درازي، طول