they fought with courage معنی فارسی از = بواسطه درنتيجه براثر واژههای دیگر با معنی «از = بواسطه» police licence (اجازه شاعر براي انحراف از قاعده بواسطه)، ضرورت شعري mithridatism مصونيت از زهر بواسطه خوردن و کم کم افزودن بر، مقدارآن from از، از:بواسطه، از:درنتيجه snow bound دچار برف، بازمانده از زفتن بواسطه برف mondayish بيحال در روز دوشنبه، بواسطه بيکاري يکشنبه، خسته از کار forlackof shoes از بي کفشي، بواسطه نداشتن يا نبودن کفش frae از، بواسطه، مطابق.