thin skinned معنی فارسی پوست نازک حساس مترادفها adjective(Colloquial) Sensitive, irritable. واژههای دیگر با معنی «پوست نازک» onion skin يکجور کاغذ نازک (که ماننداست به پوست پياز) pellicle پوسته، پوست نازک، پرده onionskin پوست پياز، کاغذ نازک زرورق.، کاغذ نازک و فرا نما peeling پوست، قشر، پارچه لباسي نازک egg-shell پوست تخم، مانندپوست تخم مرغ، نازک eggshell پوست تخم مرغ، نازک، ترد.