دیکشنری فارسی

thinned

UKθind USθınd

معنی فارسی

نازک لاغر نزار کم چربي لاغر نزار رقيق ابکي کم جمعيت تنک سست

تعریف انگلیسی

adjective
  1. mixed with water “sold cut whiskey” “a cup of thinned soup”

واژه‌های دیگر با معنی «نازک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن