to be derived معنی فارسی حاصل شدن سرچشمه گرفتن واژههای دیگر با معنی «حاصل شدن» accrual فراهم شدن، منتج گرديدن، تعلق گرفتن accrue فراهم شدن، منتج گرديدن، تعلق گرفتن CMY حروف اختصاري cyan-magenta-yellow (فيروزه اي ـ، ارغواني ـ زرد) و يک مدل اختلاط رنگهاست که در بسياري، از سيستمهاي چاپي مورد استفاده قرار ميگيرد. CMY از burnout خاموش شدن، تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحله ي، افت آزاد يابه مرحله ي دورافکني yield دادن، بار آوردن، بهره دادن thermokarst عوارض برجسته اي که از ذوب شدن يخها و، توليد سوراخها و غارها در زمين حاصل ميشود afford دادن، حاصل کردن، (بر) آوردن affordable دادن، حاصل کردن، (بر) آوردن fatten فربه کردن، چاق کردن، پرواري کردن