to bury the hatchet معنی فارسی اشتي کردن واژههای دیگر با معنی «اشتي کردن» accord (.vt.& vi): جورکردن، وفق دادن، اشتي دادن reconcile اشتي دادن، صلح دادن، تطبيق کردن pacified ارام کردن، فرو نشاندن، تسکين دادن pacifies ارام کردن، فرو نشاندن، تسکين دادن pacify ارام کردن، فرو نشاندن، تسکين دادن