to fold in ones arms معنی فارسی دراغوش گرفتن واژههای دیگر با معنی «دراغوش گرفتن» embosom دراغوش گرفتن، دورگرفتن، احاطه کردن enclasp دربرگرفتن، دراغوش گرفتن enfold پيچيدن، دربرگرفتن، دراغوش گرفتن inclip احاطه کردن، چسبيدن، دراغوش گرفتن.