دیکشنری فارسی

enfold

USın'fəuld

معنی فارسی

پيچيدن دربرگرفتن دراغوش گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/en fōld´, in-/vt.

(در چند لایه) پیچیدن، دور (چیزی را) گرفتن، احاطه کردن

an old book enfolded in a yellowed sheet of paper

کتاب کهنه‌ای که در کاغذ رنگ و رو رفته‌ای پیچیده شده بود

در برگرفتن، در آغوش گرفتن

the tense atmosphere that seemed to enfold her

محیط پر تنشی که ظاهرا او را احاطه کرده بود

her arms reached out to enfold the child

دستانش را دراز کرد تا کودک را در آغوش بگیرد.

ریشه و کاربرد

Verb

To wrap up, envelop, or enclose; to surround as if with folds.

ریشه

From Middle English enfolden, equivalent to en- +‎ fold. First known use in 14th century.

مثال

  • She enfolded the baby in a blanket.
  • The fog seemed to enfold the city.
  • He enfolded her in his arms.

ترکیب‌های رایج

Enfold in arms Enfold in a blanket Enfold in fog

واژه‌های دیگر با معنی «پيچيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن