دیکشنری فارسی

infold

معنی فارسی

پيچيدن پوشاندن در بر داشتن در بر گرفتن

معنی کامل و مثال‌ها

/in fōld´/vt.

رجوع شود به: enfold

مترادف‌ها

verb active
[Sometimes written Enfold.]
1. Inwrap, enclose, wrap, fold, envelop.
2. Clasp, embrace.

واژه‌های دیگر با معنی «پيچيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن