to lay bare معنی فارسی اشکارکردن برهنه کردن واژههای دیگر با معنی «اشکارکردن» disclose فاش کردن، اشکارکردن، افشاء کردن unfold ازتاه باز کردن، اشکارکردن، فاش کردن uncorering پوشش، برهنه کردن، اشکارکردن uncover پوشش، برهنه کردن، اشکارکردن discover پيداکردن، کشف کردن، اشکارکردن display نمايش دادن، نشان دادن، ابرازکردن educe استنباط کردن، گرفتن، کشيدن expose روبازگذاردن، بي حفاظ گذاردن، نشان دادن