uncorering معنی فارسی پوشش برهنه کردن اشکارکردن نمودارکردن کلاه ازسربرداشتن واژههای دیگر با معنی «پوشش» facing پوشش، روکش، نما uncover پوشش، برهنه کردن، اشکارکردن cover پوشش، لفاف، جلد casing پوشش، غلاف، روکش coverture پوشش، حفاظ، پناه revetment پوشش، روکش، سنگچين theca پوشش، کپسول، کيسه coating پوشش، پارچه نيم تنه اي integument پوشش، پوست، جلد sheathing پوشش، غلاف