دیکشنری فارسی

facing

UKfeisiŋ US'feısıŋ

معنی فارسی

پوشش ، روکش ، نما ،

مغزي يقه وسردست ومغزيهاي لباس نظامي که رنگ ا

معنی کامل و مثال‌ها

/fās´iŋ/n.

(دوزندگی) سجاف، حاشیه‌ی زینتی، رویه‌ی یخه (یقه)

پارچه‌ای که برای سجاف دوزی یا حاشیه‌دوزی و یا رویه‌ی یخه به کار می‌رود

(معماری) روکار، نما، رخپوش، بیرونه

(جمع ـ جامه‌های ارتشی) یخه و سردست و حاشیه دوزی (که معمولا رنگ و جنس آن با بقیه‌ی جامه فرق دارد)

ریشه و کاربرد

ریشه

Middle English from face + -ing.

مثال

  • The facing of the building is brick (noun).
  • She was facing the window (verb).
  • The facing page has the illustration (adjective).

ترکیب‌های رایج

facing page facing the music facing reality

تعریف انگلیسی

noun
  1. a lining applied to the edge of a garment for ornamentation or strengthening
  2. an ornamental coating to a building
  3. a protective covering that protects the outside of a building
  4. providing something with a surface of a different material

واژه‌های دیگر با معنی «پوشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن