دیکشنری فارسی

sheathing

UKʃiːðiŋ US'ʃi:ðıŋ

معنی فارسی

پوشش غلاف

معنی کامل و مثال‌ها

/shē´thiŋ/n.

● عمل غلاف کردن، نیام دارسازی

● روکش، نیام، پوشش، پوشانه، پوشا

● (خانه‌های چوبی) لایه‌ی پاد آب، دیواره‌ی ضد آب

● (پوشش برونی قایق و کشتی به ویژه در ته آن) برونپوش

تعریف انگلیسی

noun
  1. protective covering consisting, for example, of a layer of boards applied to the studs and joists of a building to strengthen it and serve as a foundation for a weatherproof exterior

مترادف‌ها

noun
Casing, covering, sheath.

واژه‌های دیگر با معنی «پوشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن