دیکشنری فارسی

sheathing

UKʃiːðiŋ US'ʃi:ðıŋ

معنی فارسی

پوشش غلاف

معنی کامل و مثال‌ها

/shē´thiŋ/n.

عمل غلاف کردن، نیام دارسازی

روکش، نیام، پوشش، پوشانه، پوشا

(خانه‌های چوبی) لایه‌ی پاد آب، دیواره‌ی ضد آب

(پوشش برونی قایق و کشتی به ویژه در ته آن) برونپوش

مترادف‌ها

noun
Casing, covering, sheath.

واژه‌های دیگر با معنی «پوشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن