دیکشنری فارسی

integument

UKintegjumənt USın'tegjəmənt

معنی فارسی

پوشش پوست جلد

معنی کامل و مثال‌ها

/in teg´yōō mǝnt,-yǝ-/n.

(پوشش خارجی جاندار یا گیاه یا میوه و غیره) پوش، برپوش

مترادف‌ها

noun
Covering, envelope, tegument.

واژه‌های دیگر با معنی «پوشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن