دیکشنری فارسی

integument

UKintegjumənt USın'tegjəmənt

معنی فارسی

پوشش پوست جلد

معنی کامل و مثال‌ها

/in teg´yōō mǝnt,-yǝ-/n.

● (پوشش خارجی جاندار یا گیاه یا میوه و غیره) پوش، برپوش

تعریف انگلیسی

noun
  1. an outer protective covering such as the skin of an animal or a cuticle or seed coat or rind or shell

مترادف‌ها

noun
Covering, envelope, tegument.

واژه‌های دیگر با معنی «پوشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن