دیکشنری فارسی

coverture

معنی فارسی

پوشش حفاظ پناه حالت زن شوهردار

معنی کامل و مثال‌ها

/kuv´ǝr chǝr/n.

پوشش، بالاپوش، شمد، رو انداز، پوشا، پوشانه، پوشاک، روپوش

حفاظ، پناه، پناهگاه، ملجا، ماوی، مامن

نهان‌سازی، پنهان‌سازی، مبدل سازی، تغییر قیافه

(حقوق) محصنه بودن، منکوحگی، تحت تصدی و تکفل شوهر بودن، شوهرداری

واژه‌های دیگر با معنی «پوشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن