coverture
معنی فارسی
پوشش حفاظ پناه حالت زن شوهردار
معنی کامل و مثالها
/kuv´ǝr chǝr/n.
● پوشش، بالاپوش، شمد، رو انداز، پوشا، پوشانه، پوشاک، روپوش
● حفاظ، پناه، پناهگاه، ملجا، ماوی، مامن
● نهانسازی، پنهانسازی، مبدل سازی، تغییر قیافه
● (حقوق) محصنه بودن، منکوحگی، تحت تصدی و تکفل شوهر بودن، شوهرداری