دیکشنری فارسی

to oil one's tongue

معنی فارسی

چاپلوسي کردن ، مداهنه کردن ،

زبان چرب و نرم داشتن

واژه‌های دیگر با معنی «چاپلوسي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن