to put in remembrance معنی فارسی ياداوري کردن ياداور شدن بياد (کسي) اوردن متذکر شدن تذکر دادن واژههای دیگر با معنی «ياداوري کردن» remind ياداوري کردن، ياداورشدن، بياد (کسي) اوردن commemorate ياداوري کردن، براي يادبودنگه داشتن reminisce ياداوري کردن، بخاطراوردن، ياد کردن. recall ياداوردن، بياداوردن، بخاطراوردن recallable ياداوردن، بياداوردن، بخاطراوردن