to run rup معنی فارسی افزودن زياد کردن جمع کردن (تند) جمع زدن بالابردن باشتاب ساختن واژههای دیگر با معنی «افزودن» increase افزودن، زياد کردني، اضافه کردن multiplied افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiplies افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiply افزودن، بسيار کردن، زياد کردن append افزودن، پيوستن، ضميمه کردن aggrade افزودن، هموار کردن، ضخيم کردن suffix افزودن، ضميمه کردن، در پايان (واژه) درآوردن augment افزودن، زياد کردن، علاوه کردن add افزودن، اضافه کردن، زياد کردن subjoin افزودن، در پايان افزودن، اضافه کردن