to stick up for معنی فارسی دفاع کردن از پشتي کردن واژههای دیگر با معنی «دفاع کردن از» defend دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن defendable دفاع کردن (از)، پناه دادن، پشتي کردن assert oneself از حق خود دفاع کردن propugn حمايت کردن از، دفاع کردن از، محقق کردن mayhen اندام (کسيرا) بريدن، از وسيله دفاع محروم کردن vindicate حمايت کردن از، پشتيباني کردن از، دفاع کردن از implead دادخواست دادن، عرضحال دادن، دفاع کردن. deraign اثبات کردن، هواخواهي کردن از، دفاع کردن ward off دفع کردن، دفاع کردن، از خود دور کردن.