دیکشنری فارسی

transmitting

UKtrænzmitiŋ UStræns'mıtıŋ

معنی فارسی

فرستادن انتقال دادن رساندن رد کردن عبوردادن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of sending a message; causing a message to be transmitted

واژه‌های دیگر با معنی «فرستادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن