دیکشنری فارسی

transversally

معنی فارسی

متقاطع قاطع مستعرض خط قاطع عضله مستعرضه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a transverse manner “they were cut transversely” “Derived from adjective: transversal, transverse (for: transversely)”

واژه‌های دیگر با معنی «متقاطع»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن