دیکشنری فارسی

trusted

UKtrʌstid US'trʌstıd

معنی فارسی

اعتماد پشت گرمي اطمينان توکل اميد اعتبار عهده داري مسئوليت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of persons) worthy of trust or confidence “a sure (or trusted) friend”

واژه‌های دیگر با معنی «اعتماد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن