trut معنی فارسی اعتماد کردن اطمينان داشتن توکل کردن اعتماد کردن به اميدوار بودن واژههای دیگر با معنی «اعتماد کردن» relied اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن relies اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن rely اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن lippen محول کردن، اعتماد کردن. calculable بشمار آمدني، حساب کردن، برآورد کردني confide سپردن، محرمانه گفتن، اطمينان کردن affiance اطمينان، اعتماد، عهد ازدواج plighted اطمينان، اعتماد، عهد ازدواج