دیکشنری فارسی

umbra

UKʌmbrə US'ʌmbrə

معنی فارسی

سايه ، ظل ، سياهي ميان خال خورشيد ،

مهمان ناخوانده

معنی کامل و مثال‌ها

/um´ brǝ/n., pl.

سایه

(سایه‌ی مخروط شکل هر سیاره که در جهت مخالف خورشید افکنده می‌شود) اختر سایه، سایه‌ی سیاره

(لکه‌های خورشید) سیاه‌میان، سایه‌ی مرکزی

(فیزیک) سایه‌ی کامل، سیاه سایه

ریشه و کاربرد

Noun

The fully shaded inner region of a shadow cast by an opaque object.

ریشه

Derived from Latin 'umbra', meaning 'shadow'.

مثال

  • The moon was in the umbra of the Earth during the lunar eclipse.
  • The umbra of the tree provided a cool spot on a hot day.
  • The umbra of the building cast a long shadow on the street.

ترکیب‌های رایج

Cast umbra Form umbra Create umbra

مترادف‌ها

noun
[Lat.] Shade.

واژه‌های دیگر با معنی «سايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن