دیکشنری فارسی

unassuming

UKʌnəsjuːmiŋ US'ʌnə'su:mıŋ

معنی فارسی

فروتن بي ادعا افتاده

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ sōō´miŋ/adj.

بی تکلف، نامغرور، بی ادعا، فروتن، افتاده، متواضع

مترادف‌ها

adjective
Modest, humble, unpretending, unpretentious, unobtrusive, unostentatious.

واژه‌های دیگر با معنی «فروتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن