دیکشنری فارسی

undamaged

UKʌndæmidʒd US'ʌn'dæmədʒd

معنی فارسی

تمام کامل دست نخورده يک پارچه پيوسته

مترادف‌ها

adjective
Uninjured, unhurt, unimpaired.

واژه‌های دیگر با معنی «تمام»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن