دیکشنری فارسی

undulating

UKʌndjuleitiŋ US'ʌndʒə'leıtıŋ

معنی فارسی

موجي مواج نوان

مترادف‌ها

adjective
Waving, wavy, undulatory, rolling.

واژه‌های دیگر با معنی «موجي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن