دیکشنری فارسی

undulatory

UKʌndjulətəriː

معنی فارسی

موجي، مواج.

وابسته به موج يا حرکت موجي

معنی کامل و مثال‌ها

/un´dyōō lǝ tôr´ē/adj.

● موج دیس، موج سان، خیزاب‌سان

● وابسته به موج یا حرکت موجی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. resembling waves in form or outline or motion “Pertains to noun: undulation (for: undulant), undulation”

مترادف‌ها

adjective
Undulating, waving, wavy.

واژه‌های دیگر با معنی «موجي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن