دیکشنری فارسی

undulatory

UKʌndjulətəriː

معنی فارسی

موجي، مواج.

وابسته به موج يا حرکت موجي

معنی کامل و مثال‌ها

/un´dyōō lǝ tôr´ē/adj.

موج دیس، موج سان، خیزاب‌سان

وابسته به موج یا حرکت موجی

مترادف‌ها

adjective
Undulating, waving, wavy.

واژه‌های دیگر با معنی «موجي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن