undulatory
UKʌndjulətəriː
معنی فارسی
موجي، مواج.
وابسته به موج يا حرکت موجي
معنی کامل و مثالها
/un´dyōō lǝ tôr´ē/adj.
● موج دیس، موج سان، خیزابسان
● وابسته به موج یا حرکت موجی
مترادفها
adjective
Undulating, waving, wavy.