unhand
معنی فارسی
رها کردن، ول کردن، از دست دادن،
از دست باز کردن.
معنی کامل و مثالها
/-hand´/vt.
● (از دست خود) رها کردن، ول کردن، دست کسی را نگرفتن
رها کردن، ول کردن، از دست دادن،
از دست باز کردن.
/-hand´/vt.
● (از دست خود) رها کردن، ول کردن، دست کسی را نگرفتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن