unpack
USən'pæk
معنی فارسی
باز کردن
غير بسته اي کردن
معنی کامل و مثالها
/-pak´/vt., vi.
● (چمدان و هر چیز بسته بندی شده را) باز کردن، در آوردن (از چمدان و غیره)
unpacking a suitcase is easier than packing it
قرار دادن چیزها در چمدان آسانتر از خالی کردن آن است.
تعریف انگلیسی
verb
- remove from its packing “unpack the presents” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP”