دیکشنری فارسی

unpack

USən'pæk

معنی فارسی

باز کردن

غير بسته اي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-pak´/vt., vi.

● (چمدان و هر چیز بسته بندی شده را) باز کردن، در آوردن (از چمدان و غیره)

unpacking a suitcase is easier than packing it

قرار دادن چیزها در چمدان آسانتر از خالی کردن آن است.

تعریف انگلیسی

verb
  1. remove from its packing “unpack the presents” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP”

واژه‌های دیگر با معنی «باز کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن