دیکشنری فارسی

unpack

USən'pæk

معنی فارسی

باز کردن

غير بسته اي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-pak´/vt., vi.

(چمدان و هر چیز بسته بندی شده را) باز کردن، در آوردن (از چمدان و غیره)

unpacking a suitcase is easier than packing it

قرار دادن چیزها در چمدان آسانتر از خالی کردن آن است.

واژه‌های دیگر با معنی «باز کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن