دیکشنری فارسی

unreasonableness

UKʌnriːznəblnəs

معنی فارسی

نامعقول ناحساب بي دليل ناحق زورگو بيحساب بيش ازحد اعتدال

مترادف‌ها

noun
1. Absurdity, foolishness, folly, irrationality.
2. Exorbitancy, immoderateness.

واژه‌های دیگر با معنی «نامعقول»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن