unsightliness معنی فارسی بد نما زشت واژههای دیگر با معنی «بد نما» unsightly بد نما، زشت slovenlier لا ابالي چرک، شلخته، بد نما slovenliest لا ابالي چرک، شلخته، بد نما slovenly لا ابالي چرک، شلخته، بد نما uglier زشت، بد گل، بد شکل ugliest زشت، بد گل، بد شکل ugly زشت، بد گل، بد شکل squalid چرک، ناپاک، کثيف sorrier متاسف، غمگين، پشيمان sorriest متاسف، غمگين، پشيمان