دیکشنری فارسی

unsightly

UKʌnsaitliː USən'saıtlı

معنی فارسی

بد نما زشت

معنی کامل و مثال‌ها

/-sīt´lē/adj.

زشت، بد منظر، بدنما، کریه، بد ظاهر

مترادف‌ها

adjective
Ugly, deformed, disagreeable to the sight, hideous, repulsive.

واژه‌های دیگر با معنی «بد نما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن