دیکشنری فارسی

vacationed

UKvəkeiʃənd USveı'keıʃənd

معنی فارسی

تعطيل بيکاري مرخصي مهلت آسودگي استراحت

واژه‌های دیگر با معنی «تعطيل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن