دیکشنری فارسی

waggery

معنی فارسی

شوخي بذله گويي

معنی کامل و مثال‌ها

/wag´ǝr ē/n., pl.

● حاضر جوابی، ارغگی، زبان بازی، زبان‌درازی

● شوخی، مسخره بازی

تعریف انگلیسی

noun
  1. waggish behavior
  2. a quaint and amusing jest

مترادف‌ها

noun
Jocularity, facetiousness, drollery, pleasantry, humor, fun, waggishness, mischievous merriment, sport, roguery, jocosity, jocoseness.

واژه‌های دیگر با معنی «شوخي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن