دیکشنری فارسی

wags

UKwægz USwægz

معنی فارسی

جنباندن تکان دادن تکان خوردن جنبيدن

ریشه و کاربرد

Verb

Move or cause to move rapidly to and fro.

ریشه

From the Middle English 'waggen' (to shake).

مثال

  • The dog wags its tail when it's happy.
  • She wags her finger in disapproval.
  • The flag wags in the wind.

ترکیب‌های رایج

wags its tail wags her finger wags in the wind

واژه‌های دیگر با معنی «جنباندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن