wave motion معنی فارسی حرکت موجي واژههای دیگر با معنی «حرکت موجي» sway حرکت موجي، تاب، نوسان steady-state wave motion حرکت موجي پايا undulation تموج، جنبش نوساني، حرکت موجي undulatory موجي، مواج.، وابسته به موج يا حرکت موجي undulant موجي، مواج، نوان