weaponed
معنی فارسی
مجهز ، مسلح ، مجهز به جنگ افزار
تعریف انگلیسی
adjective
- carrying weapons
مجهز ، مسلح ، مجهز به جنگ افزار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن