دیکشنری فارسی

wen

USwen

معنی فارسی

غده ، دمل ، شهر فوق العاده بزرگ

تعریف انگلیسی

noun
  1. a common cyst of the skin; filled with fatty matter (sebum) that is secreted by a sebaceous gland that has been blocked

واژه‌های دیگر با معنی «غده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن