دیکشنری فارسی

wet nurse

معنی فارسی

دايه زن شيرده

معنی کامل و مثال‌ها

● دایه، مرضعه، مادر رضاعی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a woman hired to suckle a child of someone else

واژه‌های دیگر با معنی «دايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن