wet-nurse معنی فارسی دايه . معنی کامل و مثالها /-nu_rs´/vt.● دایگی کردن● خوب مواظبت کردن، کاسهی داغتر از آش شدن واژههای دیگر با معنی «دايه .» amah دايه، لله، پرستار بچه nursemaid دايه، دختر پرستار. wet nurse دايه، زن شيرده nurse پرستار، دايه، بچه گردان ayah کلفت، دايه nurseries شيرخوارگاه، دايه خانه، اطاق بازي کودکان nursery شيرخوارگاه، دايه خانه، اطاق بازي کودکان fosterage پرورش گرفتن مادر رضاعي، دايه گيري nursling or nurse شير خوار، کودکي به دست دايه يا پرستار سپرده شده است foster-mother شيرده، مادر رضاعي، دايه