دیکشنری فارسی

wet-nurse

معنی فارسی

دايه .

معنی کامل و مثال‌ها

/-nu_rs´/vt.

● دایگی کردن

● خوب مواظبت کردن، کاسه‌ی داغ‌تر از آش شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a woman hired to suckle a child of someone else
  2. give suck to “The wetnurse suckled the infant” “You cannot nurse your baby in public in some places” “Somebody ----s” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «دايه .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن