دیکشنری فارسی

wet-nurse

معنی فارسی

دايه .

معنی کامل و مثال‌ها

/-nu_rs´/vt.

دایگی کردن

خوب مواظبت کردن، کاسه‌ی داغ‌تر از آش شدن

واژه‌های دیگر با معنی «دايه .»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن