دیکشنری فارسی

whirling

UKwəːliŋ US'wə:lıŋ

معنی فارسی

چرخاندن چرخ دادن پر دادن پرت کردن تند بردن چرخ خوردن گيج خوردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of rotating in a circle or spiral

مترادف‌ها

noun
Twirl, circular motion.

واژه‌های دیگر با معنی «چرخاندن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن