آبریز معنی انگلیسی cesspit lavatory runny spillway واژههای انگلیسی با این معنی drainage area آبريز، آبخيز، حوزه آبخيز larmier آبريز، ماق بزرگ چشم water-closet آبريز، مستراح internal drainage آبريز بسته blind drainage area حوزه آبريز بسته bolson حوزه آبريز بسته water table آبريز (ساختمان) basin area حوزه آبريز رودخانه weather moulding سنگي که آب باران را ردميکند، آبريز period of concentration زمان تمرکز، در يک حوزه آبريز رودخانه، مدت زماني که يک قطره آب از ابتداي حوزه splashboard گلگير، دريچه ي باز و بسته کردن مداخل آبريز يا زير آب versant دامنه، تمايل عمودي زمين، آبريز gathering ground بارش سرا، سرابان، آبريز watershed مقسم آب، ميراب، آبريز runoff جريان، جريان آب حاصل از بارندگي در، حوزه آبريز aquarii دلو، ريزنده آب، ساکب الماء water bearer دلو، ساکب الماء، ريزنده آب label برچسب، کينه، تمبر ridge پشته، خرپشته، تيغ