آزاد از
معنی انگلیسی
free_
واژههای انگلیسی با این معنی
- rope yarn sunday بعد از ظهر آزاد، بعد از ظهر روز تعطيل (دريايي)
- paradrag drop سقوط آزاد از ارتفاع کم، سقوط با چتر کمکي
- corner throw پرتاب آزاد از گوشه (واترپولو)
- moving havens مناطق آزاد از نظر حرکت زيردرياييها، مناطق امن حرکت دريايي
- open purchase خريد آزاد، خريد از بازار آزاد
- gravity extraction بيرون ريختن يا پرتاب بار از هواپيما با، استفاده از سقوط آزاد
- unmuzzle پوزه بند را باز کردن.، از قيد و ملاحظه آزاد کردن
- swing roll چرخش نيمدايره روي يکپا وبعد روي پاي ديگر، با کنترل پاي آزاد از جلو بعقب (اسکيت)
- pan coefficient ضريب تشتک تبخير برابراست با نسبت تبخير، از سطح آب آزاد به تبخير از سطح تشتک که، بين 0/6 الي 0/8 متغير مي باشد
- stationary tactics تاکتيکهاي ايستگاهي، در دروازه ضربه، آزاد از حريف گرفتن
- E-F-T-A European Free Trade Association، اتحاديه تجارت آزاد اروپا، اتحاديه متشکل از کشورهاي انگلستان
- rugby point امتياز 3 يا 4 براي رساندن توپ به پشت خط، پايان، امتياز 2 براي ضربه با پاو فرستان
- burnout خاموش شدن، تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحله ي، افت آزاد يابه مرحله ي دورافکني
- salmonoid وابسته به يا مانند ماهي آزاد، وابسته به زير راسته ي Salmonoidei و راسته ي، Salmoniformes
- open market operation عمليات دولت در بازار آزاد، خريد و فروشهايي که دولت از طريق، خزانه داري کل مي کند
- acquit تبرئه کردن، رو سفيد کردن، آزاد کردن
- autoharp سنتوري که در آن بعضي از سيمها را خفه ميکنند، تا سيمهاي آزاد صدا کنند
- free thinkers آزاد فکران، افرادي که از طريق استدلال منطقي به نتايج، ديني مي رسند
- free fall سقوط آزاد، ريختن بار و وسايل از، هواپيما به طور آزاد با چتر
- unshackle از زنجير ازاد کردن، ازقيد و بندازادکردن.، رهانيدن
- glasnost صراحت و احتراز از پرده پوشي، سياست بحث آزاد مطالب و مسائل
- free zone منطقه آزاد، منطقه اي که از حقوق گمرکي، معاف مي باشد
- outdoors بيرون از خانه، درهواي آزاد، درصحرا
- outworker کارگر آزاد، کارگر خارج از خانه