آلودن معنی انگلیسی befoul besmear defile infect pollute smear واژههای انگلیسی با این معنی contaminate آلودن - آلوده کردن - چرکين کردن - فاسد کردن contaminator آلودن - آلوده کردن - چرکين کردن - فاسد کردن adulterate جا زدن، با چيز پست تر آميختن، آلودن alloyed جا زدن، با چيز پست تر آميختن، آلودن defile ناپاک کردن، پليد کردن، آلودن defilingly ناپاک کردن، پليد کردن، آلودن splatter پخش کردن، پاشيدن، آلودن tincture تعفين، تنتور، طعم جزئي