دیکشنری فارسی

آمیختن

معنی انگلیسی

alloy commingle blend combine compound concoct cross intermingle mix mingle stir

واژه‌های انگلیسی با این معنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن